الان داشتم از کوچه ها فرعی بر میگشتم طرف خونه

دیدم یه دو تا پسر بچه دارن با هم را میرن

پشت سرشون سرعتمو کم کردم ، بعد گوشیمو گرفتم در گوشم بلند گفتم

آره ! ماشینو بیار ، یخم آماده کن ، دوتا پسر بچن الان کلیه هاشونو در میارم میام

هیچی دیگه یکیشون همونجا میخ کوب شد یکی دیگه هم یه خورده دوید جلوتر ایستاد خودشو

خیس کرد !!!