سوتی خونه [1]


این سوتی حدود چند ماه پیش توی حموم دادم
رفتم حموم با اجازتون خواستم موهامو بشورم مثل همیشه رفتم زیر دوش آبو باز کردم شامپو برداشتم که بریزم رو سرم
راستی شامپو از این مدل های خارجی بودش شکلش عجیب غریب بود
حالا که شامپو برداشتم سرشو پیدا نمیکردم به یک بدبختی با کلی باهش ور رفتم تونستم درشو کامل بکنم تا بتونم ازش استفاده کنم که حدود نیم ساعت داشتم یک کاری میکردم ازش شامپو بیاد
وقتی درشو کندم تازه فهمیدم برا باز کردنش فقط لازم بود اون بالاشو با دست بچرخونم
نتیجه گیری:من که سوتی رو دادم شما هم اگه این اتفاق افتاد اول ببینید میچرخه سرش یا نه



*&*Eslami-m.blogfa*&*



صبح بیدار شدم منگ منگ بودم رفتم پای یخچال شیر برداشتم ریختم تو لیوان 
شیر بدون شکر که نمیچسبه شکر رو برداشتم ریختم توش به یک بدبختی با اون سوراخ های ریز  شکر پاش
همش زدم تا یکم خوردم پس دادم
چشمامو باز کردم دیدم نمکپاش برداشتم

نتیجه گیری:نمک پاش کوچیکه سوراخاش ریز
شکرپاش بزرگتر سوراخ های بزرگتر



*&*Eslami-m.blogfa*&*


در مغازه بودم کنارمم یک فروشنده آقا بود که سنش حدود38 بود
یک خانواده مشتری اومد داخل مغازه که یک بابا یک مامان و دو تا دختر حدود5و18 فکر کنم بودن

فروشنده دیگه جوابشونو میداد منم رفتم آخر مغازه کنار ویترین بودم که دیدم دختره اومد
لباس سفید پوشیده بود خیلی ناز بودش
(از بچه کوچیک خوشم میاد)اومدش گرفتم به حرف که اسمت چیه چند سالته و کلی سوال دیگه
لامصب اینقدر شیرین جواب میداد که فکم افتاد
یهو سر زبونم اومد بهش گفتم زنم میشی
اونم خیلی جدی گفت نه من هنوز بچم تو خیلی بزرگی
گیر دادم که من پول دارم هر چی بخای میتونی بخرم
(در ضمن حواص کسی به حرفای من به اون دختر کوچیکه نبود خانوادش نفهمیدن)
معتاد نیستم و از این حرفا
از من اسرار از اونم انکار
هر بدبختی بود آخر بله رو نگفت و خداحافظی کردن رفتن بیرون مغازه
جلو مغازه باباش داشت با مامانش حرف میزد که یهو دختر کوچیکه گیر داد بابا مامان نگاه کنید
گفتن بگو و گوش میدادن منم اومده بودم پشت ویترین وسط مغازه بشنوم چی میگه
یهو یک چیزی گفت باباش مامانش و اون یکی آبجیش بهم نگاه کردن
هیچ وقت کسی اینجوری نگام نکرده بود که اینا نگام کردن
از خجالت اول سفید شدم بعد قرمز شدم بعد قطره قطره عرق اب شدم
دختره کوچیکه برداشت گفت مامان بابا اون پسره که اونجاست بهم گفته بیا زنم شو بهت پول میدم نتیجه گیری:پسرا خواهشن به دختر کویچ این چیزی من گفتم رو نگید خیلی خجالت داره
آدم شلوارشو خیس کنه توی جمع بهتره از این که دختره برگرده به بابا مامانش بگه اون بهم گفته بیا زنم شو



*&*Eslami-m.blogfa*&*




یه بار کامپیوترم هی اخطار میداد که باید ویندزمو آپدیت کنم منم هنگ کرده بودم نمیدونستم چطوری غیر فعالش کنم که پیغام نده.
به پسر خالم اومدم بگم که همش پیغام میده میگه ویندوزو آپدیت کن گفتم همش پیغام میده میگه ویندوزو آپلود کن.
هیچی دیگه خونه مامان بزرگم منفجر شد از خنده ی پسر خاله هام



*&*Eslami-m.blogfa*&*




چند روز پيش خونمون مهموني بود اقوام دعوت كرده بوديم به صرف شام
شام كه خورديم قبل اين كه از سر سفره بلندشم
بابا بزرگم شروع كرد به دعا كردن بعد شام
دعا كه تموم شد همه شروع كردن كه آمين يكي ميگفت خدا شكر يكي ميگفت خدا روزي صاحب سفره زياد كنه
منم از دهنم پريد گفتم مباركتون باشه
يك ثانيه همه بهم نگاه كردن تعجب تازه فهميدم چي چي گفتم
سوتي 2014 بودش اين يكي
بس كه فكر ذهنم همش جاي كارمه



*&*Eslami-m.blogfa*&*




در مغازه بودم داشتم دكور ميزدم
ميخواستم دكور جديد بزنم بايد يك نخ نامرئي ميزدم يك جا
روي يك تيكه پلاستيك محكم ميخواستم سوراخ كنم
سوزن ميخي برداشتم داغش كردم قرمز قرمز كه شد
اومدم اون تيك رو سوراخ كنم با خودم گفتم ولش كن سوراخش نكنم بهتره
خوب سوزن قرمز داغ رو ك نميشد بزارم خواستم بكنم تو دهنم سرد بشه گفتم نه اينجوري كثيفه گذاشتم رو انگشتم كه سرد بشه
چشمتون روز بد نبينه
چشمام پر اشك بود ديدم خون ميچكه از سوزش نميدونستم كجام
تازه فهميدم سوتي دادم كه اون رو به اون داغي گذاشتم رو دستم
بازم جاي شكرش هست نزاشتم رو زبونم سرد بشه

دي هه ه ه



*&*Eslami-m.blogfa*&*




یه روز صبح زوداز خواب پاشدم دیدم همه خوابیدن
با خودم گفتم یواش برم مدرسه که کسی بیدار نشه!
خلاصه بی سر و صدا کارامو کردمو یواش به سمت در رفتم
خونه ما یه راه رویه کوتاه داره بعد میرسه به در
اول راهرو هم یه پرده داره
خلاصه آروم رفتم سمت در و خوشحال که کسیو بیدار نکردم
چشمت روز بد نبینه
هم درو باز کردم
یه گربه پرید طرفم منم یه جیغ فرا بنفش کشیدمو دوییدم تو خونه
دویدن همانا و گیر کردن پامم به پرده هم همانا
پرده با قابش اومد پایین و منم محکم خوردم زمین
وقتی سرمو بلند کردم دیدم همه جمع شدنو دارن نگام میکنن البته به شدت عصبانی
منم کلی خجالت کشیدم
این شد که تصمیم گرفتم دیگه هیچ وقت بی سرو صدا نرم جایی!!!